تبليغاتX
محل استقرار مرگ خواران 2
پیغام مدیر

علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند

آرشیو دسته ای
لینک به ما
وضعیت در یاهو
مطالب قبلی
فروش حدود 5000 عنوان فیلم - مستندهای گوناگون و جالب -سریالهای ایرانی و خارجی
دانلود کامل رمان نیلا نوشته مریم عباس زاده
دانلود کامل رمان نغمه نوشته نســـــرین سیـفـــــــی
دانلود کامل رمان مسافر کوچه های عاشقی نوشته عاطفه منجزی
دانلود رمان کامل آرام نوشته سیمین شیردل
الهه ناز جلد دوم نوشته مریم اولیایی حجم حدود 1.5 مگ
دانلود کامل رمان چشمهایی به رنگ عسل نوشته زهره کلهر
دانلود رمان کامل رایکا نوشته فهمیه سلیمانی ( 591 صفحه )
دانلود کامل رمان شب نیلوفری نوشته رویا خسرو نجدی
فيلم مادرزن سلام - با كيفيت DVD

کوله بار عهد نوشته مهرداد انتظاری 336 صفحه
دانلود رمان لحظه های بی تو نوشته مهرداد انتظاری
Windows XP Extreme Seven 2009 قیمت 1500 تومان
دانلود کامل الهه ناز جلد 1 نوشته مریم اولیایی 448 صفحه
مجموعه 6 فیلم سری 2 در یک DVD قیمت 2000 تومان
دانلود دالان بهشت نوشته نازی صفوی 505 صفحه
دانلود کتاب الهه شرقی نوشته رویا خسرو نجدی و رمان ژینوس نوشته فریدون ادیب یغمایی
دانلود رمان پریچهر به صورت کامل 606 صفحه
رمان حریم عشق نوشته رویا خسرو نجدی به طور کامل
کتاب خواستگاری نوشته مودب پور
فروش مجموعه ي آموزش حرفه اي فتوشاپ Photoshop Top Secret در 6 دي وي دي کامل
دانلود کامل بعد از او نوشته تکین حمزه لو
دانلود کامل کتاب الهه عشق نوشته نرگس دادخواه
Harry Potter 8 Books AiO
دانلود کامل رمان گندم نوشته مودب پور
فصل سوم و چهارم گندم نوشته مودب پور
فصل 4-3 الهه عشق نوشته نرگس دادخواه
فصل اول الهه عشق نوشته نرگس دادخواه
فصل اول گندم نوشته مودب پور
لوگو دوستان
آرشیو ماهیانه
- محل استقرار مرگخواران

مهربان من
دسته: مطالب عشقولانه

مهربان من ...

می شود از اين به بعد بنويسم برايت؟

چرا نشود

راستی يادت نرود

آن تويی را که می گفتم تکه ای از تو را دارد ...

((  چون می دانی

گاهی حس می کنم خود تو خيلی بزرگی برای اينکه دوستت داشته باشم

يک توی کوچکتر را به من بده

تا به واسطه اش عشق بورزانم به تو  ))


حمید پنجشنبه هجدهم خرداد 1385   

دسته:
 
 
من به یک هراس  همیشه
 
  طرحهای ساده و سایه های باران خورده ام را بی دلیل بر باد داده ام
 
  بعد از این دیگر نه به خواب قاصدکی تعبیر خواهم شد
 
 
  و نه به اعتبار چند خیال رنگ و رو رفته
 
 
  سوار سفید پوش قصه های ناگهان کسی خواهم شد
 
 
  من به آخرین سطر نانوشته هايم می اندیشم
 
  به جایی که این همه واژه با یک نقطه عاقبت غروب می کند
 
 
هر چه از   الفبای تو حرف برمی دارم تا تمام شوی
 
 
  لابه لای این همه خطوط  مبهم و
 

 واژه ندیده دوباره از سر سطر آغاز می شوی
 
 
  با این همه هنوز هم به تقدس تند یک حس عاشقانه مثل همیشه دوستت دارم


حمید پنجشنبه هجدهم خرداد 1385   

دو چیز
دسته:
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو.
 

به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگری تو. 

                                                                                                                        

من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري خوشبختي تو.
 
من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري براي با تو موندن تا هميشه.

 



حمید پنجشنبه هجدهم خرداد 1385   

بخواب
دسته: مطالب عشقولانه

بخواب اي نازنينم

مهربانم


دلنشينم


منم من عاشقت


آرام باش اي بهترينم


من اينجا مست مستم


مست و بي پروا


شبانگاهان منم گرماي عشقت را درون بسترم خواهان


همان شبها كه من مست حضور تو


نياز تو


دو چشم دلنواز تو


خيابان را چو مستان نعره زن طي مي كنم شايد تو را در حاله اي از

 نور من ديدم


ولي اي كاش مي بودي و من نعره زن از مستي عشق تو اينجا باز در

 كنج قفس رويا نمي چيدم


من امشب وحشي ام ساقي


ز مي ، از عشق، از بازي نامردان اين دنيا


ز بدگويان كه مي گويند در دل من هوسبازم


تازه نميدانند


من مستم


من اما غرق جرمم


پي از شب بر سر دارم


آري من مستم هوسبازم عطش دارم


عطش عشق تو امشب در دل مي در شراب بي حضور تو وجودم را

 كمين كرده


كاش امشب ساقي لبهاي تو يا گرمي دستان تو در دل اين مجرم عاشق

كمي غوغا به پا مي كرد


من اينجا كنج زندان پر عطش پر عشق يا ديوانه ام اين را نمي دانم


فقط ميدانم اي تنها حضور بي حضور


اي كه آغشته به تو دستان افكارم


در اين دنياي پر رنگ و رياي بي نفس بي عشق بي پرواز


با دل با نفس با عشق با پزواز


تو را من دوست ميدارم



حمید پنجشنبه هجدهم خرداد 1385   

عشق
دسته: مطالب عشقولانه


آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت است
 
دوست واقعي شما کسي است که

هيچ احتياجي به شما ندارد ، اما باز هم دوست شماست


انتظار واژه ی غریبی است ...
 واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست
که با آن خو گرفته ام.
 که چه سخت است انتظار ..
هرصبح طلوعی دیگراست برانتظارهای فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
 
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا
می دانم روزی خواهی آمد، می دانم
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق
وقتی که به یادت می افتم،
 
به یاد خاطراتت...نامه هایت را مرور می کنم،
 یک بار...نه...بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد

سالها بود که در مزار تنهاييم خفته بودم
ناگاه با مشتي آب سرد برروي مزارم برآشفتم
بوي چند شاخه گل مريم مشامم را نوازش داد
بعد از سالياني احساس کردم نمرده ام!
دختري سياه پوش برسر مزارم فاتحه ميخواند
وجودم به لرزه افتاد
او که بود؟؟
آيا او هماني بود
که با دستانش مرا به قعر خاک تبعيد کرده بود؟
خاطرات در برابرم صف کشيدند
موهاي خاک خورده ام را
ميان دستان استخواني ام فشردم
حفره خالي چشمانم لبريز از اشک شد
احساس مرگ و زندگي بر قلبم چنگ ميزد
ميان دلهره و ترديد دختر سياه پوش رفت
ولي هنوز خاطراتي که در ذهنم بر آنها
 
مهر باطل زده بودم در برابرم نقش مي بستند
آه چه غم انگيز بود خاطره روز مرگم



عشق اگر با تو بيايد به پرستاري من


شب هجران نکند قصد دل آزاري من


روزگاري که جنون رونق بازارم بود


تو نبودي که بيايي به خريداري من



حمید پنجشنبه هجدهم خرداد 1385   

اگه یه روز فهمیدی
دسته: مطالب عشقولانه

اگه يک روز فهميدي که دل هزار نفر برات تنگ شده؟ بدون اوليش منم
     اگه يک روز فهميدي که دل صد نفر برات تنگ شده؟ بدون اوليش منم

          اگه يک روز فهميدي دل ده نفر بـرات تنـگ شده؟ بـدون اولـيش منم
     اگه يک روز فهميدي که يک نفر دلش برات تنگ شده؟ بدون اون منم
اگه يک روز فهميدي که کسي دلش برات تنگ نشده؟ بدون من مُردم



حمید سه شنبه شانزدهم خرداد 1385   

دسته: مطالب عشقولانه

دیشب که تو دادی به من آن زهر نگا را              امشب به مزارم سبب عذر و دعا چیست؟

Image hosting by TinyPic



حمید چهارشنبه دهم خرداد 1385   

دسته:
نمی گویم زندگی کارساده ایی است . نمی گویم همیشه خوشاینداست . اماباتمام مشکلاتی که برایمان پیش می آید.زندگی .... ازماانسانی بهترونیرومندترمیسازد. به یادداشته باش: درزمان آزردگی .رنج راازخود دورکن . درزمان خشم .خود را رهاساز. در ناکامی .برخودچیره شو. تامی توانی یارخودباش . می توانی بهترین دوست خودباشی . اما به هنگام آشفتگی مرا خبرکن . می کوشم بدانم چه وقت باید درکنارت باشم . اماگاهی ممکن نیست .پس توخبرم کن . عشق تنها هدیه ایی است که می توانم به توبدهم . وایثاریکی ازبزرگترین لذتهایی است که به ما ارزانی شده . من اینجایم هرزمان وهمیشه . تاهرآنچه دارم به توهدیه دهم



حمید جمعه پنجم خرداد 1385   

گفتن
دسته:



حمید جمعه پنجم خرداد 1385   

دوست
دسته:
میون اون نگاه تو یه غربتی نشست و رفت دل منم با غربتش پرپر شد و شکست و رفت نمی دونم چطور بگم همه وجود من توئی حتی تو خواب تو بیداری تو لحظه لحظه هام توئی کاشکی میشد فقط یه بار تو رو تو آغوش بگیرم بهت بگم دوستت دارم تا اون روزی که بمیرم فقط بدون دوست ندارم تو اون چشات غم ببینم اون روز اگه بیاد منم تو قلبم ماتم می گیرم دوست ندارم تو قلب تو غصه وماتم بشینه تو اون چشای مهربون غصه



حمید جمعه پنجم خرداد 1385   

غریبه
دسته:
غريبه غم مخور منم غريبم... روزگار غريبي ست نازنين ...عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد.....همون لحظه ای که تو را دیدم به عشق تو دوچار شدم از کجا جلوم قرار گرفتی تورا دوست دارم خیلی زیاد زندگی برام تنها معنی نداره دور از تو نمی تونم زندگی کنم مثل تو کسی پیدا نمیشه تو را دوست دارم خیلی زیاد



حمید جمعه پنجم خرداد 1385   

دوست داشتن
دسته:
 
دوست داشتن درست مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هر چه بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي، و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي حتما رد پات باقي ميمونه



حمید جمعه پنجم خرداد 1385   

زندگی
دسته: حرف دل
 
در زندگی هیچگاه در جستجوی کسی نباش که بتوانی با او زندگی کنی در جستجوی کسی باش که نتوانی بدون ان زندگی کنی



حمید جمعه پنجم خرداد 1385   

محبت
دسته:
 

از دوست نبايد بيش از آن خواست كه از نسيم صبح و بوي گل توقع داريم



حمید جمعه پنجم خرداد 1385   

دوست
دسته: حرف دل
آنکس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من امده باشد

رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت

صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان می کردم میگوید: دوستت دارم ....

 



حمید جمعه پنجم خرداد 1385   

کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز می باشد