.•¤**¤•.به نام او كه در وجودش هيچ شكي نيست.•¤**¤•.
تمام سپاس از آن او
که غیر از او هيچ کس را صدا نمی کنم
گيرم که ديگران را صدا کردم
پاسخم را نمی دادند
تمام سپاس از آن او
که دلم به هيچ کس غير او خوش نيست
گيرم که به ديگران دل خوش می کردم 
نا اميدم کردند تمام سپاس از آن او که کارهايم را خودش رو به راه می کند و پيش اش عزيزم
گيرم که امورم را وا می گذاشت به اين مردم
خوارم می کردند
تمام سپاس از آن او
که به من نيازی نداشت ولی گفت: دوستت دارم
تمام سپاس از آن او
که جوری با من صبوری می کند
که انگار هيچ کار سياهی نکرده ام
پروردگار من، بهترين من است
بهترين چيزی که می شناسم
شايسته ترين کس برای پرستش
شايسته ترين کس برای سپاس
****************************************************************************************
یا لطیف
حدیث دیگری از عشق
قصه ی آن دختر را می دانی ؟
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس حجله گاه تو خواهم شد »
***
و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
***
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »
***
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نا بینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست
***
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد
هق هق کنان گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »
*******************************************************************************************
**تقدیم به همه ی مادران گل دنیا و از دست همگی مادر ها می بوسم **
مادر
كودكي كه آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسيد:«ميگويند فردا شما مرا به زمين ميفرستيد، اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه ميتوانم براي زندگي به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از ميان تعداد بسياري از فرشتگان، من يكي را براي تو در نظر گرفتهام. او از تو نگهداري خواهد كرد.ش اما كودك هنوز مطمئن نبود كه مي خواهد برود يا نه : اما اينجا در بهشت، من هيچ كار جز خندين و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من كافي هستند
خداوند لبخند زد فرشته تو برايت آواز ميخواند، و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود.
كودك ادامه داد: من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟
خداوند او را نوازش كرد و گفت: فرشته تو ، زيباترين و شيرين ترين واژههايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد كرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني.
كودك با ناراحتي گفت: وقتي ميخواهم با شما صحبت كنم ، چه كنم؟
اما خدا براي اين سئوال هم پاسخي داشت: فرشتهات، دستهايت را دركنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد ميدهد كه چگونه دعاكني.
كودك سرش رابرگرداند وپرسيد: شنيدهام كه در زمين انسانهاي بدي هم زندگي ميكنند. چه كسي از من محافظت خواهد كرد؟
فرشتهات از تو محافظت خواهد كرد، حتي به قيمت جانش تمام شود.
كودك با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نميتوانم شما راببينم ، ناراحت خواهم بود.
خدواند لبخند زد و گفت: فرشتهات هميشه درباره من با تو صحبت خواهدكرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گر چه من هميشه دركنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده ميشد. كودك ميدانست كه بايد به زودي سفرش را آغاز كند.
او به آرامي يك سئوال ديگر از خداوند پرسيد: خدايا ! اگر من بايد همين حالا بروم لطفاً نام فرشتهام را به من بگوييد.
خداوند شانه او را نوازش كرد و پاسخ داد:
«نام فرشتهات اهميتي ندارد.
می توانی به راحتي او را مادر صدا كني

***************************************************************************************
عشق آتش هم هست اما آتشی سرد با وجود این باید در این آتش سوخت،زیرا این آتش تطهیر کننده این آتش فقط برای تطهیر کردن می سوزاند و نا خالصی ست که می سوزد و طلای خالص باقی می ماند.عشق شکل رنج آفرین است ،عشق خرابت می کند تا دوباره آبادت کند دانه باید شکسته شود;وگرنه درخت چگونه می تواند متولد شود رود باید به انتها برسد ;وگرنه چگونه میتواند به دریا شود؟بنابراین راخت باش ودر عشق بمیر;وگرنه،چگونه میتوانی خویشتن خویش را بیابی؟غرور در سیمای سنگ ها خود را نشان می دهد عشق اما تسلیم است وخود را درسیمای گل ها پدیدار می شود
******************************************************************************** |