تبليغاتX
محل استقرار مرگ خواران 2
پیغام مدیر

علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند

آرشیو دسته ای
لینک به ما
وضعیت در یاهو
مطالب قبلی
فروش حدود 5000 عنوان فیلم - مستندهای گوناگون و جالب -سریالهای ایرانی و خارجی
دانلود کامل رمان نیلا نوشته مریم عباس زاده
دانلود کامل رمان نغمه نوشته نســـــرین سیـفـــــــی
دانلود کامل رمان مسافر کوچه های عاشقی نوشته عاطفه منجزی
دانلود رمان کامل آرام نوشته سیمین شیردل
الهه ناز جلد دوم نوشته مریم اولیایی حجم حدود 1.5 مگ
دانلود کامل رمان چشمهایی به رنگ عسل نوشته زهره کلهر
دانلود رمان کامل رایکا نوشته فهمیه سلیمانی ( 591 صفحه )
دانلود کامل رمان شب نیلوفری نوشته رویا خسرو نجدی
فيلم مادرزن سلام - با كيفيت DVD

کوله بار عهد نوشته مهرداد انتظاری 336 صفحه
دانلود رمان لحظه های بی تو نوشته مهرداد انتظاری
Windows XP Extreme Seven 2009 قیمت 1500 تومان
دانلود کامل الهه ناز جلد 1 نوشته مریم اولیایی 448 صفحه
مجموعه 6 فیلم سری 2 در یک DVD قیمت 2000 تومان
دانلود دالان بهشت نوشته نازی صفوی 505 صفحه
دانلود کتاب الهه شرقی نوشته رویا خسرو نجدی و رمان ژینوس نوشته فریدون ادیب یغمایی
دانلود رمان پریچهر به صورت کامل 606 صفحه
رمان حریم عشق نوشته رویا خسرو نجدی به طور کامل
کتاب خواستگاری نوشته مودب پور
فروش مجموعه ي آموزش حرفه اي فتوشاپ Photoshop Top Secret در 6 دي وي دي کامل
دانلود کامل بعد از او نوشته تکین حمزه لو
دانلود کامل کتاب الهه عشق نوشته نرگس دادخواه
Harry Potter 8 Books AiO
دانلود کامل رمان گندم نوشته مودب پور
فصل سوم و چهارم گندم نوشته مودب پور
فصل 4-3 الهه عشق نوشته نرگس دادخواه
فصل اول الهه عشق نوشته نرگس دادخواه
فصل اول گندم نوشته مودب پور
لوگو دوستان
آرشیو ماهیانه
- محل استقرار مرگخواران

احمقانه ترين سوالات از مایکروسافت
دسته: مطالب جالب

شرکت بريتيش تله کام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را که کاربران کامپيوتري يا اينترنتي اين شرکت ارتباطي از مشاوران آنها پرسيده اند منتشر کرد. به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است که حتي خود سوال کنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده اند. ليست احمقانه ترين سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسيده شده به شرح زير است:

1- کاربر: کامپيوتر مي گويد هر کليدي را (any keys
) فشار دهيد اما من نمي توانم دکمه any را روي کيبوردم پيدا کنم.

2- کاربر: من نمي توانم کانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض کنم.

3- کاربر: من با يک نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا کنيد.

4- کاربر: اينترنت من کار نمي کند؟
مشاور: مودم را وصل کرده ايد ، همه سيم هاي کامپيوتر را چک کرده ايد؟
کاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز کامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!

5- کاربر: پسر 14 ساله من براي کامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟
کاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج کرده

6- مشاور: لطفا روي My Computer
،کليک کنيد.
کاربر: من فقط کامپيوتر خودم را دارم کامپيوتر شما پيش من نيست.

7- مشاور: مشکل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است که روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است)
کاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل مانيتور وقتي لباس عوض مي کنم من را ببيند؟

8- کاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
کاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا کند؟ يعني وايرلس است؟

در يک مورد ديگر نيز مرکز مشاوره مايکروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر کرده است.

مرکز مشاوره: چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري: يک کامپيوتر سفيد...

مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درايو... هنوز روي ميزمه.. ببخشيد...

مرکز : روي آيکن My Computer
در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start
کليک کنيد و...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اماکامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy
که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.
مرکز : و الآن F8
رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F
رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه... اون يکي کار مي کنه!

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a
مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver
روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word
کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a
رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟



حمید یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387   

دانلود رمان رکسانا ( فصل دهم)
دسته: رمان
فصل اول    فصل دوم      فصل سوم     فصل چهارم    فصل پنجم     فصل ششم    فصل هفتم

 فصل هشتم      فصل نهم (قسمت اول)   فصل نهم ( قسمت دوم)    فصل دهم 

پسورد هم هر جا خواست بگذارید

lordesyah.blogfa.com

 خوب اینم از فصل دهم منتظر فصل های بعد و کتاب های بعدی باشید



مهتاب جمعه بیست و پنجم مرداد 1387   

دانلود رمان رکسانا ( فصل نهم- قسمت دوم )
دسته: رمان
با سلام اگه حوصله ام بشه که میدونم میشه میخوام از امروز شروع کنم هر روز یا هر چند روز کتاب رکسانا نوشته م.مؤدب پور رو براتون میگذارم امیدوارم خوشتون بیاد که میدونم میاد اگه دوست دارید به همین روال پیش بریم لطف کنید برای ادامه کارمون رو این لینک کلیک کنید

http://lordesyah2.persiangig.com/tabligh/index.html

بعد اگه دوست دارید روی چند تا از لینکهاش کلیک کنید اینکار یه کمکی میکنه به این وبلاگ

خوب اینم از این

فصل اول    فصل دوم      فصل سوم     فصل چهارم    فصل پنجم     فصل ششم    فصل هفتم       فصل هشتم      فصل نهم (قسمت اول)   فصل نهم ( قسمت دوم)

پسورد هم هر جا خواست بگذارید

lordesyah.blogfa.com



مهتاب سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387   

دانلود رمان رکسانا ( فصل نهم- قسمت اول )
دسته: رمان
با سلام اگه حوصله ام بشه که میدونم میشه میخوام از امروز شروع کنم هر روز یا هر چند روز کتاب رکسانا نوشته م.مؤدب پور رو براتون میگذارم امیدوارم خوشتون بیاد که میدونم میاد اگه دوست دارید به همین روال پیش بریم لطف کنید برای ادامه کارمون رو این لینک کلیک کنید

http://lordesyah2.persiangig.com/tabligh/index.html

بعد اگه دوست دارید روی چند تا از لینکهاش کلیک کنید اینکار یه کمکی میکنه به این وبلاگ

خوب اینم از این

فصل اول    فصل دوم      فصل سوم     فصل چهارم    فصل پنجم     فصل ششم    فصل هفتم       فصل هشتم      فصل نهم (قسمت اول)

پسورد هم هر جا خواست بگذارید

lordesyah.blogfa.com



حمید دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387   

رازهاي موفقيت
دسته: مطالب جالب

درس نخوانيد. هيچکس از درس خواندن به جايي نرسيده به جز علي دايي.

   از کودکي معاملات زمين و مسکن را جدي بگيريد، همه که قرار نيست از دزدي به جايي برسند.

  يک پدر پولدار براي خود دست و پا کنيد. از همان روز اول در بيمارستان با تطميع پرستار و يک جابجا کردن ساده ي دستبندهايتان يک عمر آسوده باشيد، بگذاريد براي يک بار هم که شده يک بچه آريستوکرات دنبال معنويت بدود.

  اگر پدرِ پولدار نشد لااقل يک زن يا شوهر مايه دار براي خود دست و پا کنيد. يادتان باشد فيلم هاي هندي و آبگوشتي را براي شما ساخته اند و هنوز که هنوز است فلاسفه بر سر مفهوم عشق و زيبايي با هم دست به يقه اند اما بر سر مفهوم پول کسي شک ندارد.

  گنده گ… کنيد. به هرکس مي رسيد بگوييد شرکت زده ايد و فلان پروژه را در دست انجام داريد. يادتان باشد يک گنده گ… موثر و بجا از يک رزومه پر و پيمان   (c.v.) مفيدتر است.

حتا اگر خال زشتي هم روي صورتتان داريد با «محمد رضا شريفي نيا» طرح دوستي بريزيد. هر ماه ، پنج فيلم از شما اکران مي شود و يک شبه از علافِ محله «قازقُل آباد» تبديل به سوپراستار دست نيافتني مي شويد.

  شما فقط ششصد ميليون تومان تا موفقيت فاصله داريد. آن را تهيه کنيد بعد فيلم بسازيد. اگر هيچ تلاشي نکنيد حتما پرفروش ترين خواهد شد. راستي ، فکرش را نکنيد کارتِ کارگرداني هم با کارت سوخت مي آيد دم منزلتان.

  اگر حتي توي بيابان هاي جاده ي قم يا در اعماق کوير نمک يک تکه زمين داريد ديگر لازم نيست کاري بکنيد ، ثروت و موفقيت در چنگال شماست.

  لازم نيست پدربزرگ خيلي پولداري براي خود تهيه کنيد كافيست فقط يک خانه ي کلنگي حوالي شاسكول آباد داشته باشد ، بسِ تان است. اول پدربزرگ مهربان را به خانه ي آخرت راهنمايي کنيد. سپس خانه را بکوبيد و با چند فرغون بتُن ، پي ريزي کنيد و چند تا ستون لاغرتر از گردن مرتاض هاي هندو را هم عَلَم کنيد و تيغه بزنيد و آن را متري  (قيمت پايه) يک ميليون و سيصد معامله کنيد. هميشه به خاطر داشته باشيد در زلزله تهران خشک و تر با هم مي سوزند و هرچه بسازيد« کُن فيَکون » خواهد شد پس خرج بيخود نکنيد.

  توليدي« خنزر پنزر » بزنيد. مثلا زير کفش بسازيد نه خود کفش. کفش را چيني ها مي سازند.

  در يک شرکت دولتي استخدام شويد. از هرکس به دستتان رسيد پله اي بسازيد و پله پله بالا، بالاتر و به ملاقات خدا برويد به آنجا که رسيديد يادتان نرود روي ماه خدا را ببوسيد. در ضمن به ياد داشته باشيد کسي که نخواهد بالا برود غيرمستقيم قبول کرده نردبان اين و آن باشد.

  در مسابقات فوتبال سالني جام رمضان شرکت کنيد و هرچيز و هرکس را که ديديد «دريبل» بزنيد. توجه داشته باشيد که براي کار تيمي به کسي پول نمي دهند.براي مطالعه بيشتر در اين خصوص فيلمهاي علي کريمي را ببينيد.

  اگر هيچ هوش و استعدادي نداريد لااقل کُشتي بگيريد. براي فتيله پيچ کردن يا اجراي «سَگَک دوبل »که نبايد استعداد خدادادي داشت، «خر زور بودن» کفايت مي کند. يکي دو سال کشتي بگيريد بعد کانديداي شوراي شهر بشويد.

  در خيابان استاد نجات اللهي، مغازه ي فروش کارت تبريک هاي ژيگولي وعروسک پشمالو بزنيد. از فروش قبل از روز «‌وَلِنتاين» به نان و نوايي مي رسيد.

  جعل سند کنيد و آرم طرح ترافيک دولتي بگيريد و دانه اي پانصد تومان آزاد بفروشيد. وقتي هم گند قضيه درآمد راست راست براي خودتان در اداره راه برويد و به چشم همکارانتان زُل بزنيد، آنقدر زل بزنيد که آنها به خودشان شک کرده و در پايان وقت اداري خود را به اولين پاسگاه کلانتري معرفي نمايند



مهتاب دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387   

دانلود رمان رکسانا ( فصل هشتم )
دسته: رمان
با سلام اگه حوصله ام بشه که میدونم میشه میخوام از امروز شروع کنم هر روز یا هر چند روز کتاب رکسانا نوشته م.مؤدب پور رو براتون میگذارم امیدوارم خوشتون بیاد که میدونم میاد اگه دوست دارید به همین روال پیش بریم لطف کنید برای ادامه کارمون رو این لینک کلیک کنید

http://lordesyah2.persiangig.com/tabligh/index.html

بعد اگه دوست دارید روی چند تا از لینکهاش کلیک کنید اینکار یه کمکی میکنه به این وبلاگ

خوب اینم از این

فصل اول    فصل دوم      فصل سوم     فصل چهارم    فصل پنجم     فصل ششم    فصل هفتم       فصل هشتم

پسورد هم هر جا خواست بگذارید

lordesyah.blogfa.com



مهتاب پنجشنبه سوم مرداد 1387   

کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز می باشد